افشای راز تاجر هزارچهره از سوی یک زن

 راز این تاجر هزارچهره زمانی فاش شد که یک زن نپذیرفت در ازای پول نقش یک جاعل را بازی کند. مهرماه سال گذشته زن جوانی با مراجعه به دادسرای ناحیه 14 تهران در طرح شکایتی گفت: مدارک شناسایی من توسط گروهی جعل شده و آنها با استفاده از این مدارک اقدام به گرفتن کارت بازرگانی کرده‌اند. با ادعاهای این زن و با دستور بازپرس دالوند از شعبه چهارم دادسرای ناحیه 14 تهران پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. زن جوان وقتی روبروی کارآگاهان ایستاد، گفت:

چندی پیش و به بهانه کار از طریق یکی از دوستانم به نام «افسانه» با فردی به نام «اسماعیل» که خود را مدیرعامل یک شرکت بازرگانی صادرات و واردات معرفی کرده بود، آشنا شدم. این شخص در نخستین ملاقاتی که با او داشتم مدعی شد مدیرعامل یک شرکت بازرگانی صادرات و واردات است و برای انجام امور مرتبط با ترخیص کالا از مدارک شناسایی اعضای شرکت استفاده کرده و شرکت نیز در ازای آن پول خوبی به بهانه «مشارکت در ترخیص کالای شرکت» و تحت عنوان پاداش به آنها پرداخت می‌کند. من هم که شرایط کاری را بویژه با توجه به عدم نیاز برای حضور در شرکت، بسیار مناسب دیده بودم، به واسطه اعتمادی که به افسانه داشتم قبول کردم تا مدارک شناسایی‌ام، کارت ملی، شناسنامه و چند قطعه عکس را در اختیار «اسماعیل» قرار دهم.

پس از گذشت چند روز «اسماعیل» با من تماس گرفت و خواست در یک دفترخانه حاضر شوم تا نسبت به ارایه وکالت محضری به شرکت برای ترخیص کالا اقدام کنم اما پس از حضور در دفترخانه متوجه شدم که این مرد مرا با مشخصات دیگری به دفترخانه معرفی کرده و حتی مدارک هویتی جعلی به همراه داشت که در آنها از عکس من به عنوان صاحب مدارک استفاده شده بود. با مشاهده این صحنه از ارایه هرگونه وکالتنامه محضری خودداری کردم و با توجه به نگرانی ناشی از استفاده غیرقانونی از اسناد و مدارک شخصی‌ام، تصمیم به شکایت گرفتم. با توجه به ادعاهای این زن، کارآگاهان با مراجعه به خانه «افسانه» در خیابان آیت‌الله سعیدی اطلاع پیدا کردند که همزمان با طرح شکایت، افسانه اقدام به جابه‌جایی خانه خود کرده و متواری شده است.

سرانجام پس از ماه‌ها کار پلیسی و در شرایطی که هیچگونه آدرس یا ردپای دیگری از افسانه وجود نداشت، کارآگاهان موفق به شناسایی مخفیگاه جدید او در خیابان 17 شهریور، شدند و روز 11 اسفندماه سال گذشته وی را دستگیر کردند. «افسانه» صراحتا همه ادعاهای دوستش را تایید کرد و در اعترافات خود نیز عنوان داشت که به همراه «اسماعیل» و مرد دیگری به نام «محسن» و تحت پوشش فعالیت در قالب یک شرکت بازرگانی اقدام به ترخیص کالا با استفاده از مدارک مجعول متعلق به دیگران کرده است. با بهره‌گیری از اطلاعات به دست آمده از «افسانه»، کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود موفق به شناسایی مخفیگاه «محسن 38 ساله» در خیابان نبرد شدند و او را روز 19 اسفندماه دستگیر کرده و در بازرسی از مخفیگاه متهم موفق به پیدا کردن مهرهای مجعول ارگان‌های مختلف نظامی، قضایی و دانشگاهی به‌همراه مدارک شناسایی جعلی استفاده شده با عکس «محسن» شدند.

در شرایطی که «محسن» در تحقیقات منکر هرگونه نقش و مشارکت خود در ترخیص غیرقانونی کالا و همچنین ارتباط خود با افسانه و اسماعیل شده بود اما در ادامه بازجویی و با توجه به اعترافات افسانه و همچنین اسناد، مدارک و مهرهای مجعول و تقلبی کشف شده از مخفیگاهش، به ناچار لب به اعتراف باز کرد و به جعل اسناد و مدارک و مشارکت با «اسماعیل» در ترخیص غیرقانونی کالا در پوشش شرکت بازرگانی اعتراف کرد اما در اظهارات خود عنوان داشت که هیچگونه آدرس یا نشانی دقیق از خانه اسماعیل در اختیار ندارد و در طول این مدت نیز همه ارتباطات آنها با یکدیگر به صورت ملاقات‌های حضوری بوده است. کارآگاهان با تجسس‌های دامنه‌دار مخفیگاه آخرین عضو گروه را در اتوبان شهید محلاتی شناسایی کردند و بعد از چندین روز مراقبت شبانه‌روزی و اطمینان از حضور اسماعیل در داخل مخفیگاهش، روز 31 خردادماه مرد 35 ساله را نیز دستگیر کردند.

«اسماعیل» در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: از حدود 2 سال پیش به همراه محسن اقدام به ثبت یک شرکت بازرگانی در قالب صادرات و واردات کالا کردیم؛ پس از گذشت مدتی از آغاز فعالیت کاری و برای فرار از پرداخت مالیات، تصمیم گرفتیم واردات کالا را با استفاده از اوراق و هویت‌های مجعول انجام دهیم. به همین منظور و با توجه به مهارتی که محسن در جعل اسناد و مدارک داشت از آن زمان به بعد با استفاده از اسناد و مدارک شناسایی متعلق به دیگران اقدام به دریافت کارت‌های بازرگانی و واردات کالا به کشور می‌کردیم تا اینکه از طریق افسانه که چندین بار با استفاده از اوراق شناسایی جعل شده برای وی اقدام به واردات کالا به داخل کشور کرده بودیم با زن دیگری آشنا شدیم و تصور می‌کردیم که این زن نیز همانند دیگران که تا آن زمان بدون هیچگونه حساسیتی در نحوه استفاده از اسناد و مدارک هویتی اقدام به ارایه وکالتنامه محضری برای ترخیص کالا کرده بودند، عمل خواهد کرد اما بر خلاف تصور و به محض اطلاع از جعل مدارک هویتی‌اش از ادامه همکاری خودداری و اقدام به طرح شکایت از ما کرد.

/ 0 نظر / 8 بازدید